درمان اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) در لندن
اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) یکی از اختلالات روانی شایع است که بسیاری از افراد در سرتاسر جهان با آن دست و پنجه نرم میکنند. درمان این اختلال نیازمند رویکردهای متنوعی است که میتواند به بهبود کیفیت زندگی فرد کمک کند. در لندن، برخورداری از خدمات درمانی پیشرفته و پزشکان متخصص در این زمینه بسیار کمککننده است.
روشهای درمانی شامل رواندرمانی، دارو درمانی و تکنیکهای جدید مانند درمانهای شناختی-رفتاری میباشد. رواندرمانی، به ویژه درمان شناختی-رفتاری (CBT) یک روش موثر در تغییر الگوهای فکری و رفتاری بیماران است. در این روش، با شناسایی و تغییر افکار وسواسی، به افراد کمک میشود تا به آرامش بیشتری برسند و کنترل بیشتری بر رفتارهای خود پیدا کنند.
همچنین، استفاده از داروهایی نظیر SSRIها (مهارکنندههای انتخابی بازجذب سروتونین) میتواند به کاهش علائم وسواسی کمک کند. این داروها با تنظیم کردن سطح سروتونین در مغز، به کاهش اضطراب و استرس ناشی از اختلال کمک میکنند. در لندن، بیماران به دسترسی به داروهای موثر و درمانهای نوین برخوردارند و میتوانند با مشاورههای تخصصی، برنامه درمانی مناسب خود را انتخاب کنند.
دورههای درمانی معمولاً در مجموع چندین هفته به طول میانجامند و با توجه به پیشرفت، پزشکان میتوانند برنامه را تنظیم کنند. ایجاد یک محیط حمایتی، شامل خانواده و دوستان، نیز در فرآیند درمان بسیار مهم است. بنابراین، افرادی که به دنبال درمان اختلال وسواس فکری در لندن هستند، میتوانند با پیدا کردن یک درمانگر مجرب و ایجاد استراتژیهای حمایتی، به بهبود وضعیت خود امیدوار باشند.
دکتر علیرضا معافی درمانگر اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) در لندن
دکتر علیرضا معافی به عنوان یکی از درمانگران برجسته اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) در لندن شناخته میشود و سوابق و تخصص او در این حوزه موجب جلب اعتماد بیماران شده است. ایشان با داشتن تجربههای متعدد در زمینههای رواندرمانی و مشاوره، بهویژه در درمان اختلالات اضطرابی و وسواسی، رویکردی جامع و فرد محور را در دستور کار خود قرار داده است.
رویکرد دکتر معافی به درمان بر مبنای درک عمیق از شرایط هر فرد و نیازهای ویژه او است. ایشان از تکنیکهای جدید درمانی مانند درمان شناختی-رفتاری و مواجهه و پیشگیری از پاسخ (ERP) استفاده میکند که به بیماران کمک میکند تا به تدریج با اوهام و وسواسهای خود مواجه شوند و از شدت آنها بکاهند. دکتر معافی، علاوه بر برگزاری جلسات درمانی حضوری، خدمات مشاوره آنلاین نیز ارائه میدهد که این امر به بیماران امکان میدهد تا از هر کجا که هستند از دانش و تجربه ایشان برخوردار شوند.
یکی دیگر از جنبههای مهم در کار دکتر معافی، توجه به حمایت خانوادگی است. ایشان معتقد است که درمان موثر نیازمند همکاری و حمایت نزدیکان است و به همین جهت، خانوادهها را در فرآیند درمان مشارکت میدهد و به آنها آموزش میدهد چگونه بهترین حمایت را از عزیزان خود ارائه دهند.
دکتر معافی همچنین با برگزاری کارگاهها و سمینارها به آموزش جامعه در مورد اختلال OCD و نشانههای آن میپردازد و هدف او افزایش آگاهی و کاهش استیگماهای مرتبط با این اختلال است. با توجه به رویکردهای جامع و فرد محور دکتر معافی، بیماران احساس امید و اعتبار بیشتری در فرآیند درمان خود میکنند و میتوانند به سمت بهبودی پایدار پیش بروند.

اختلال وسواس فکری عملی چیست؟
اختلال وسواس فکری عملی (OCD) یک اختلال روانی است که با حضور افکار وسواسگونه و رفتارهای اجباری شناخته میشود. افراد مبتلا به این اختلال به طور مکرر دچار افکار ناخواسته، مزاحم و ترسناک میشوند که میتواند به احساس اضطراب و استرس شدیدی منجر شود. این افکار نمیتوانند به سادگی کنترل شوند و باعث میشوند که فرد برای کاهش این احساسات منفی، رفتارهایی را به طور مکرر انجام دهد. این رفتارها به عنوان “عملهای اجباری” شناخته میشوند و میتوانند شامل کارهایی مانند شستن دستها، شمارش، تکرار جملات یا چککردن وسایل باشند. وجود این افکار و رفتارها معمولاً زندگی روزمره فرد را مختل میکند و میتواند موجب دوری از فعالیتهای اجتماعی و مشکلات در روابط شخصی شود.
از آنجایی که اختلال وسواس فکری-عملی میتواند تاثیرات جدی بر کیفیت زندگی داشته باشد، شناخت دقیق آن بسیار مهم است. این اختلال میتواند در هر سنی ظاهر شود، اما معمولاً در دوران نوجوانی یا اوایل جوانی شروع میشود. علل دقیق بروز OCD هنوز به طور کامل شناسایی نشدهاند، اما عوامل ژنتیکی، محیطی و مشکلات شیمیایی مغز میتوانند در توسعه این اختلال نقش داشته باشند. تحقیقات نشان دادهاند که افراد دارای سابقه خانوادگی اختلالات اضطرابی بیشتر در معرض ابتلا به OCD هستند. اگرچه تشخیص این اختلال بر اساس ارزیابیهای بالینی و مصاحبههای روانشناختی صورت میگیرد، اما آگاهی برای شناسایی و پذیرش این شرایط میتواند به افراد کمک کند تا در صورت بروز علائم، به دنبال دریافت درمان مناسب باشند. درمانهای مؤثر میتوانند به بهبود کیفیت زندگی افراد مبتلا و کاهش شدت علائم کمک کنند.

علائم وسواس فکری (OCD)
علائم اختلال وسواس فکری عملی (OCD) میتوانند به طور قابل توجهی در هر فرد متفاوت باشند، اما به طور کلی، این علائم به دو دسته اصلی تقسیم میشوند: وسواسها و عملهای اجباری. وسواسها شامل افکار، تصاویر یا نبایدهایی غیرقابل کنترل است که باعث احساس اضطراب و ناراحتی میشوند. این افکار معمولاً به محتوای ناخواسته، منفی و ترسناک مرتبط هستند. به عنوان مثال، فرد ممکن است به طور مکرر درباره آسیب رساندن به خود یا دیگران فکر کند، یا نگران آلوده شدن به میکروبها یا بیماریها باشد. این نوع از افکار باعث میشود فرد احساس اضطراب کند و برای کاهش این احساس، به عملهای اجباری روی آورد.
عملهای اجباری در واقع رفتارهایی هستند که افراد برای مناست با وسواسهای خود انجام میدهند. این رفتارها به گونهای طراحی شدهاند که بتوانند اضطراب ناشی از وسواسها را کاهش دهند، هرچند که معمولاً موقتی هستند و بسیاری از افراد احساس میکنند که این رفتارها به هیچ وجه منطقی نیستند. به عنوان مثال، فردی که وسواس شستن دست دارد، ممکن است بارها و بارها دستان خود را بشوید تا از ورود میکروبها جلوگیری کند. این رفتار میتواند ساعتها به طول بینجامد و بر زندگی روزمره فرد تأثیر بگذارد.
علاوه بر این علائم اصلی، OCD میتواند با ویژگیهای مرتبط دیگری نیز همراه باشد، از جمله مشکل در تمرکز، پریشانی عاطفی و احساس تنهایی. بسیاری از افراد مبتلا به OCD از اینکه تمام روز خود را صرف انجام رفتارهای اجباری میکنند، احساس شرمندگی و ناامیدی میکنند و این موضوع میتواند به افسردگی و اضطراب ثانویه منجر شود. شناخت این علائم و پذیرش آن میتواند اولین گام برای دریافت درمان مؤثر باشد. مشاوره روانشناختی و درمانهای دارویی میتوانند به افراد کمک کنند تا با این اختلال کنار بیایند و کیفیت زندگی خود را بهبود بخشند.

علت اختلال OCD
اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) یکی از پیچیدهترین اختلالات روانی است و علتهای دقیقی برای بروز آن هنوز به طور کامل شناسایی نشده است. با این حال، محققان بر این باورند که ترکیبی از عوامل ژنتیکی، شیمیایی مغز و محیطی میتواند نقش کلیدی در ایجاد این اختلال ایفا کند. از نظر ژنتیکی، افرادی که سابقه خانوادگی اختلالات اضطرابی دارند، بیشتر در معرض ابتلا به OCD قرار دارند. مطالعات نشان دادهاند که احتمال بروز این اختلال در پشت سر هم در خانوادهها مشاهده میشود و این میتواند به عوامل ارثی مرتبط باشد.
علاوه بر عوامل ژنتیکی، عدم تعادل در انتقالدهندههای عصبی مغز نیز میتواند بر بروز OCD تأثیر بگذارد. به ویژه، سروتونین به عنوان یکی از مهمترین انتقالدهندههای عصبی در تنظیم حالت روحی و رفتارهای فردی شناخته شده است. تغییرات در سطح سروتونین میتواند منجر به بروز علائم OCD شود. به همین دلیل، درمانهایی مانند مهارکنندههای انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs) در کنترل علائم این اختلال موثر هستند.
عوامل محیطی نیز در شکلگیری OCD تأثیرگذارند. تجربیات استرسزا و آسیبهای روحی در دوران کودکی، مانند آزار و اذیت یا از دست دادن نزدیکان، میتوانند ریسک ابتلا به این اختلال را افزایش دهند. همچنین پژوهشها نشان دادهاند که عفونتهایی مانند عفونتهای تنفسی، به ویژه در کودکان، ممکن است با شدت گرفتن علائم OCD مرتبط باشند. در این حالت، اختلالات به وجود آمده ممکن است ناشی از واکنشهای التهابی در مغز باشد که موجب بروز علائم وسواسگونه میشود.
اختلال OCD به صورت فردی متفاوت است و ممکن است هر فرد ترکیبی منحصر به فرد از این عوامل را تجربه کند. آگاهی از این علتها و پذیرش آنها میتواند به افراد کمک کند تا درک بهتری از وضعیت خود داشته باشند و با استفاده از درمانهای مناسب، به سمت بهبود حرکت کنند.
انواع وسواس فکری شدید
وسواس فکری-عملی (OCD) به اشکال و انواع مختلفی تقسیم میشود و هر نوع از آن میتواند نشانههای خاص خود را داشته باشد. یکی از رایجترین انواع وسواس، وسواسهای مربوط به آلودگی و میکروبها هستند. افرادی که به این نوع وسواس مبتلا هستند، معمولاً نگران تماس با سطوح آلوده، مردم، یا اشیاء هستند و برای جلوگیری از آلودگی، رفتارهای اجباری نظیر شستشوی مکرر دستان یا پاکسازی مداوم محیط اطرافشان را انجام میدهند.
نوع دیگری از وسواس فکری، مربوط به آسیبرسانی به خود یا دیگران است. افرادی که به این نوع وسواس مبتلا هستند، ممکن است به طور مکرر افکار ترسناک و ناخواسته دربارهی آسیب به عزیزانشان یا خودشان تجربه کنند. این افکار میتواند به شدت اضطرابآور باشد و باعث شود آنها رفتارهایی را برای جلوگیری از وقوع این نوع آسیب انجام دهند، هرچند که معمولاً این رفتارها منطقی به نظر نمیرسند.
وسواسهای مربوط به نظم و ترتیب نیز از دیگر انواع وسواسهای فکری هستند. فرد مبتلا به این نوع وسواس ممکن است به شدت به نظم و ترتیب اشیاء و فضاها اهمیت دهد و برای اطمینان از اینکه همه چیز در مکان صحیح خود قرار دارد، زمان زیادی را صرف کند. در این حالت، خلق و خوی فرد به شدت تحت تأثیر این نیاز به نظم قرار میگیرد و ممکن است کارهای روزمرهاش مختل شود.
علاوه بر این، وسواسهای مربوط به اعتقادات غیر منطقی نیز وجود دارند. این نوع وسواسها ممکن است شامل افکاری باشند که فرد به دلیل آنها احساس میکند باید از رفتار خاصی اجتناب کند، به عنوان مثال، فکر کردن به اینکه اگر یک رفتار خاص را انجام دهد، چیز بدی خواهد افتاد. آشفتگی در افکار نوستالژیک و یادآوری لحظات منفی نیز میتواند به اعتیاد به وسواس فکری منجر شود.
توجه به انواع مختلف وسواسهای فکری و شناسایی علائم آنها میتواند به تشخیص بهتر و درمان مناسبتر کمک کند و بهبود کیفیت زندگی افراد مبتلا را تسهیل کند. درمانهای مؤثر مانند رفتار درمانی و مشاورههای تخصصی میتوانند به افراد کمک کنند تا با این وسواسها کنار بیایند و به اهداف خود در زندگی دست یابند.
اختلال وسواس فکری در کودکان
اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) در کودکان نیز میتواند به شدت تأثیرگذار باشد و به طور چشمگیری زندگی روزمره آنها را مختل کند. این اختلال در دوران کودکی میتواند به شکلهای مختلفی بروز پیدا کند و بسیار متفاوت از نوع بزرگسالان باشد. در بسیاری از موارد، کودکان ممکن است برای اولین بار در سنین بین 5 تا 10 سالگی علائم این اختلال را نشان دهند. یکی از چالشهای اساسی در شناسایی OCD در کودکان، اشتباه گرفتن آن با رفتارهای طبیعی و گذرا در سنین کمتر است، زیرا کودکان معمولاً در این سنین تمایل به تکرار رفتارها و نیاز به نظم و ترتیب دارند.
وسواسهای کودکان معمولاً شامل افکار مربوط به آسیب، آلودگی یا نگرانکننده هستند. به عنوان مثال، کودک ممکن است به طور مکرر نگران شود که اگر دستانش را نشوید، دچار بیماری میشود. در این صورت، آنها ممکن است شروع به شستن دستهای خود به صورت مکرر کنند. این رفتارها میتوانند به شدت روزمره کودک را تحت تأثیر قرار داده و منجر به کاهش کیفیت زندگی، ارتباطات اجتماعی و پیشرفت تحصیلی شوند. همچنین، این اختلال میتواند باعث بروز احساس تنهایی و انزوا در کودک شود.
از آنجایی که کودکان قادر به بیان احساسات و افکار خود به راحتی نیستند، والدین و مربیان باید به نشانههای هشداردهنده توجه کنند. اگر کودک ساعاتی از روز را صرف انجام رفتارهای تکراری کند یا به طور مکرر درباره افکار ناخوشایند بحث کند، این میتواند نشاندهنده وجود OCD باشد. در این مواقع، ارزیابی صحیح و مشاوره با متخصصان روانپزشکی یا روانشناسی ضروری است. درمانهای مؤثر شامل رواندرمانی، بهویژه رفتار درمانی شناختی (CBT) و در بعضی موارد دارو درمانی است که میتواند به کودکان کمک کند تا با افکار و رفتارهای وسواسگونه خود کنار بیایند و زندگی نرمال تری داشته باشند.

روش تشخیص اختلال OCD
تشخیص اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) نیازمند فرآیند دقیق و همهجانبهای است که شامل ارزیابی بالینی و مشاورههای روانشناختی میشود. اولین مرحله در تشخیص این اختلال، مصاحبه با بیمار و جمعآوری سابقه پزشکی و روانی او است. پزشک یا روانشناس با توجه به نشانهها و علائم فرد، سؤالاتی را مطرح میکند تا بتواند درک بهتری از وضعیت بیمار بدست آورد. در این مرحله، اهمیت دارد که بیمار بتواند بهطور صریح و شفاف احساسات و افکار خود را بیان کند.
خیلی از موارد OCD با پرسشهای استانداردی بررسی میشوند که به شناسایی وسواسها و عملهای اجباری کمک میکند. ابزارهای تشخیصی، مانند مقیاسهای بینالمللی و فهرستهای رشد، میتوانند در این زمینه مفید باشند. این ابزارها به روانشناسان کمک میکند تا الگوهای رفتاری و فکری غیرعادی را شناسایی کرده و شدت و نوع وسواس فرد را تعیین کنند.
علاوه بر این، پزشکان معمولاً نیاز به بررسی وجود دیگر اختلالات روانی دارند که ممکن است به همپوشانی با OCD منجر شوند. به عنوان مثال، اختلالات اضطرابی، افسردگی یا اختلالات رفتاری دیگر ممکن است در بیماران مبتلا به OCD مشاهده شوند و این نیز باید در پروسه تشخیص در نظر گرفته شود. برای همین، پزشک ممکن است یک ارزیابی جامع از تمامی جنبههای وضعیت روانی بیمار انجام دهد.
توجه به این نکته ضروری است که تشخیص OCD معمولاً بر اساس معیارهای تشخیصی بینالمللی، مانند DSM-5 (راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی) انجام میشود. در کل، تشخیص به موقع و دقیق اختلال OCD میتواند به درمان اثربخش کمک کند و زندگی روزمره بیماران را تا حد زیادی بهبود بخشد. بنابراین، معیارهای تشخیصی و مشاورههای تخصصی از اهمیت ویژهای برخوردارند و میتوانند کلید رسیدن به بهبودی مؤثر باشند.

درمان وسواس فکری عملی
درمان اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) معمولاً شامل ترکیبی از رواندرمانی و دارو درمانی است. یکی از مؤثرترین روشهای درمانی برای OCD، درمان شناختی-رفتاری (CBT) است که در آن به بیماران کمک میشود تا الگوهای فکری منفی و وسواسهای خود را شناسایی و مدیریت کنند. یکی از تکنیکهای خاص در CBT برای درمان OCD، “مواجهه و پیشگیری از پاسخ” (ERP) نام دارد. در این روش، بیماران به تدریج با افکار وسواسی و موقعیتهایی که باعث اضطراب آنها میشود، مواجه میشوند و یاد میگیرند که از انجام عملهای اجباری خودداری کنند. این تکنیک به بیماران کمک میکند تا به آرامی توانایی کنترل اضطراب و کاهش شدت وسواسهای خود را توسعه دهند.
در کنار CBT، داروهای ضد افسردگی مانند مهارکنندههای انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs) نیز میتوانند به بهبود علائم OCD کمک کنند. این داروها با تنظیم تعادل شیمیایی مغز و افزایش سطح سروتونین، علائم اضطراب و وسواس را کاهش میدهند. ترکیب دارو درمانی و رواندرمانی معمولاً بهترین نتایج را به ارمغان میآورد و به بیماران اجازه میدهد تا به تدریج بهبود یابند و کیفیت زندگی خود را افزایش دهند.
در برخی مواقع، درمانهای مکمل مانند درمانهای اجتماعی و گروهی نیز میتوانند به بیماران کمک کنند. این نوع درمانها به بیماران این امکان را میدهد که با دیگران که تجربههای مشابهی دارند، در ارتباط باشند و از تجربیات خود یاد بگیرند. این حمایت اجتماعی میتواند به انگیزه و امیدواری افراد کمک کند و روند درمان را تسهیل نماید.
به طور کلی، درمان منظم و پیوسته تحت نظر متخصصان با تجربه و اطمینان از تطابق بین روشهای درمانی و نیازهای فردی بیماران میتواند به نتایج مثبت منجر شود.
درمان وسواس فکری چقدر طول میکشد؟
مدت زمان درمان وسواس فکری-عملی (OCD) میتواند به طور چشمگیری متغیر باشد و به عوامل مختلفی بستگی دارد از جمله شدت اختلال، نوع درمان، و انگیزه و تعهد بیمار به فرآیند درمان. در بسیاری از موارد، درمان میتواند از چند هفته تا چند ماه یا حتی بیشتر به طول بینجامد.
در شروع، جلسههای درمانی معمولاً به صورت هفتگی برگزار میشوند و ممکن است طول هر جلسه 50 تا 60 دقیقه باشد. در ابتداییترین مراحل درمان، هدف این است که بیمار با روشهای درمانی آشنا شود و ابزارها و تکنیکهای لازم برای مدیریت وسواسهای خود را بیاموزد. پس از چند جلسه اول، ممکن است بیمار احساس کند که علائمش به تدریج کاهش مییابد، اما این به خودی خود نمیتواند به معنی پایان درمان باشد.
در مواردی که بیمار به دارو درمانی نیز پاسخ مثبت میدهد، ممکن است پزشک کوشیده و دوز دارو را تنظیم کند تا بهترین نتیجه حاصل شود. این فرآیند نیز میتواند بر مدت زمان درمان تأثیر بگذارد.
برخی از بیماران ممکن است جلسات بیشتری را برای حفظ بهبودی و جلوگیری از عود علائم نیاز داشته باشند. برای بسیاری از افراد، درمان OCD یک فرآیند ادامهدار است و نیازمند پایبندی به جلسات درمانی و تمرین روزانه تکنیکهای یادگرفته شده است.
در مجموع، همکاری فعّال بیمار در روند درمان و مراجعه منظم به مشاورهها و جلسات درمانی، کلید موفقیت در درمان OCD است و به او اجازه میدهد تا به آرامش و کیفیت زندگی بهتری دست یابد.

عوارض و خطرات وسواس فکری
اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) میتواند عوارض و خطرات جدی برای سلامت روان و کیفیت زندگی فرد به همراه داشته باشد. این اختلال نه تنها به خود افکار و رفتارهای وسواسگونه محدود نمیشود، بلکه میتواند بر جنبههای مختلف زندگی روزمره افراد تأثیر منفی بگذارد.
یکی از عوارض اصلی OCD، اضطراب شدید و مزمن است. افرادی که به این اختلال مبتلا هستند، ممکن است به طور مداوم دچار احساس ترس و نگرانی باشند که این وضعیت میتواند منجر به احساس خستگی و ناامیدی گردد. این فشار روانی ممکن است موجب بروز مشکلات جسمی مانند سردرد، مشکلات گوارشی و اختلالات خواب شود.
به علاوه، وجود وسواسها و عملهای اجباری میتواند زندگی اجتماعی فرد را مختل کند. بسیاری از افراد مبتلا به OCD از شرکت در فعالیتهای اجتماعی و ارتباط با دیگران خودداری میکنند، چرا که ترس از قضاوت یا عدم درک دیگران باعث افزایش اضطراب آنها میشود. این انزوا ممکن است به افسردگی و کاهش روابط اجتماعی منجر شود.
یکی دیگر از خطرات OCD، تأثیر آن بر عملکرد تحصیلی و شغلی افراد است. وقت صرف کردن برای انجام عملهای اجباری میتواند زمان فرد را از تحصیل یا کارهای روزمره بگیرد و به کاهش بهرهوری و عملکرد نامناسب منجر شود. این وضعیت میتواند همچنین بر تمایل فرد به پیشرفت شغلی و تحصیلی تأثیر منفی بگذارد.
افراد مبتلا به OCD همچنین در معرض خطر خودکشی و افکار خودکشی قرار دارند، بهویژه در صورت عدم درمان و کمک به موقع. احساس ناامیدی و درماندگی میتواند موجب بروز چنین اندیشههایی شود.
بنابراین، درمان زودهنگام و مؤثر این اختلال از اهمیت ویژهای برخوردار است تا از بروز عوارض جدیتری جلوگیری گردد و کیفیت زندگی فرد بهبود یابد.
برای وسواس فکری چه بخوریم؟
تغذیه میتواند نقش مهمی در بهبود وضعیت روانی افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) ایفا کند. انتخابهای صحیح غذایی میتوانند به کاهش علائم اضطراب و بهبود خلقوخو کمک کنند. نکته کلیدی این است که هرچند تغذیه به خودی خود نمیتواند اختلال را درمان کند، اما میتواند به درمانکنندههای روانی و دارویی مکملی مؤثر باشد.
غذاهایی که سرشار از ویتامینها و مواد معدنی هستند، میتوانند به بهبود سلامت روان کمک کنند. به ویژه، مصرف مواد غذایی غنی از اسیدهای چرب امگا-3، مانند ماهی سالمون، تخمچía و گردو میتواند به کاهش علائم قاعدگی اضطرابی و افسردگی کمک کند. همچنین، میوهها و سبزیجات که منبع غنی از آنتیاکسیدانها هستند، مانند توتها، اسفناج و کلم بروکلی، میتوانند به تقویت سیستم عصبی و بهبود خلقوخو کمک کنند.
پروتئینها نیز نقش مهمی در رشد و ترمیم سلولهای مغزی ایفا میکنند. تخممرغ، مرغ و لبنیات منابع خوبی از پروتئین هستند که میتوانند به افزایش سطح سروتونین و بهبود حالت روانی کمک کنند.
همچنین، مصرف غذاهای فرآوری شده، شکر و کافئین میتواند به افزایش اضطراب و استرس منجر شود. لذا بهتر است از این نوع مواد غذایی در مصرف خود پرهیز کرد.
آب کافی نیز برای عملکرد بهینه مغز و کاهش علائم افسردگی و اضطراب بسیار مهم است. از این رو، هیدراسیون مناسب میتواند به بهبود وضعیت روحی فرد کمک کند.
مشاوره با پزشک یا متخصص تغذیه میتواند به افراد مبتلا به OCD کمک کند تا برنامه غذایی مناسبی داشته باشند که با درمانهای روانشناختی و دارویی آنها همخوانی داشته باشد. توجه به تغذیه میتواند به عنوان بخشی از مدیریت کلینیکی این اختلال، به بهبود کیفیت زندگی افراد مبتلا کمک کند.